مرتضى مطهرى
202
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىگويد : هان ، شايد آن متكلم هم كه گفته است وجود مطلق هم يك مفهوم است مقصودش حقيقت وجود بوده است ؛ شايد آنجا هم كه حصص وجود گفته است مقصودش همين ماهيات است كه منتسب مىشود به وجود . حاجى خواسته است به اين ترتيب حرف متكلمين را به حرف عرفا توجيه و تأويل كند . حالا چون اين يك مطلب علمى نيست كه ما بخواهيم روى آن بحث كنيم به همين مقدار اكتفا مىكنيم . قطعا منظور متكلمين چنين نبوده است . حصّه چيست ؟ حاجى به مناسبت ، در اينجا يك مطلبى گفته است كه خود مطلب در جاهاى ديگر به درد ما مىخورد . مطلب اين است كه خواسته است حصّه را تعريف كند . حصّه يعنى چه ؟ يك وقت هست كه ما كل و جزء داريم و يك وقت هست كه كلى و جزئى داريم . در مورد كل و جزء ، حصّهاى از كل عبارت مىشود از بعضى از آن كل ، جزئى از آن كل ، پارهاى از آن كل « 1 » . ولى در مورد كلى و جزئى چنين نيست . كلى و جزئى رابطهشان معكوس رابطهء كل و جزء است ؛ يعنى در كلى و جزئى ، « كلى » جزء جزئى است و « جزئى » كل كلى است و لهذا به كلى مىگويند « كلى » يعنى منسوب الى الكل ، كه كلش جزئى خودش است . به جزئى مىگويند ( جزئى ) يعنى منسوب الى الجزء كه جزئش خود آن كلى است . چطور ؟ ما اول از كلى اضافى مثال مىآوريم : حيوان نسبت به انسان كداميك كلى است ؟ حيوان . آيا حيوان جزء انسان است يا انسان جزء حيوان ؟ و نيز انسان نسبت به يك فرد ( مثلا زيد ) ، كلّى است ؛ آيا انسان جزء زيد است يا زيد جزء انسان است ؟ انسان جزء زيد است ، چون زيد انسان است بعلاوهء يك سلسله مشخصاتى كه مخصوص خود اوست . آيا اين جور هست يا نه « 2 » ؟
--> ( 1 ) ولى اين طور نمى خواهد بگويد . استاد : ما هم مىخواهيم بگوييم اين طور نمىگويد . ( 2 ) بله ، همين جور است . هگل هم مىگويد كه هر جزئى عبارت است از مجموعهء كليات . استاد : بله ، البته اين يك بحثى است كه بعد مىگوييم كه از جمع كليات جزئى درست